تبلیغات
جامعه مترقی نتیجۀ دانش و آگاهی، وجدان پاک و مسئولیت پذیری مدنی انسانهای آن جامعه است . - وجدان
جامعه مترقی نتیجۀ دانش و آگاهی، وجدان پاک و مسئولیت پذیری مدنی انسانهای آن جامعه است .
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 بهمن 1389 توسط عبدالامیر ادیبی نژاد | نظرات ()

 

وجدان  در لغت به معناى (یافتن حق ، شعور باطن ، قوّه اى در باطن كه انسان را از نیك و بد اعـمـال آگـاهى مى دهد) آمده است  و در كاربرد روانى به دو شاخه (وجدان آگاهى بـه شـخـصـیـت بـه طـور عـمـوم ) و (وجـدان اخـلاقـى ) قـابـل تـقـسـیـم اسـت و (وجـدان كـارى ) در شـاخـه وجـدان اخـلاقـى قابل بررسى است .
وجـدان اخـلاقـى (عـامـلى درونـى اسـت كـه انـسـان را بـراى نیل به ایده آل خویش تحریك مى كند.) و نیز در تعریف وجدان گفته اند:
ـ وجدان بایستگى ها را از نبایستگى ها جدا مى كند؛
ـ وجدان ، قاضى امین است ؛
ـ وجدان نظارت مى كند؛
ـ وجدان شكنجه مى دهد و شكنجه مى بیند؛
ـ وجدان ، زشت و زیبا مى شود؛
ـ وجدان ، قطب نماست .

آیـاتـى از قـرآن مجید بر نیرویى در درون انسان تصریح مى كند كه دست تواناى آفریننده ، آن را تعبیه كرده و مى توان از آن به (وجدان ) تعبیر كرد؛ خداوند مى فرماید:(وَهدَیَناهُ النَّجْدَیْنِ)و هر دو راه را به انسان نشان دادیم .
امـام على (ع ) این دو راه را به راه خیر و راه شر تفسیر كرده است . بر این اساس ، انسان توانایى تشخیص نیكى و بدى را در درون خویش دارد چنانكه قرآن در جاى دیگر فرمود:
(فَاَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْویها)
خداوند به نفس آدمى تباهكارى و تقوایش را الهام نمود.
و نیز فرمود:
(بَلِ الاِْنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصیرَةٌ # وَ لَوْ اَلْقى مَعاذیرَهُ)
بلكه انسان بر نفس خویش آگاه است هر چند در ظاهر (براى خود) عذرهایى بتراشد.
آیـات مـزبـور از یـك نـیـروى تـشـخـیـص درونـى انـسـان خـبـر مـى دهـنـد كـه وجـود آن قابل انكار نیست و لازم است از امر و نهى آن پیروى گردد. ما نام آن را وجدان مى نهیم .
ضرورت وجدان كارى

انسان ها براى گذران زندگى به همدیگر نیازمند و دنیا در واقع ، بازار داد و ستد ساكنان آن اسـت و هر كسى باید در برابر دریافت خدمات ، خدمتى هم ارائه دهد تا با كمك دیگر همنوعان ، زنـدگـى انسانى سامان یابد. از سوى دیگر عقل و دین حكم مى كنند كه
هر كس كارى را كه به عـهـده گـرفـتـه ، مـحـكـم و نـیـكـو انـجـام دهـد و مـیـان خـود و دیـگـران تـفـاوتـى قائل نشود و این سخن زیباى امام على سلام اللّه علیه را به گوش گیرد كه فرمود:
پـسـرم ! مـیـان خـود و دیـگـران ، خـویشتن را میزان سنجش قرار ده ؛ آنچه براى خود مى پسندى ، بـراى دیـگـران هـم بـپـسـنـد و آنـچـه را بـراى خـود خـوش نـمـى دارى ، بـراى دیـگـران هـم مپسند.
سـخـن امـام زیـبـاتـریـن نـمود وجدان كارى را ترسیم مى كند، به گونه اى كه اگر همه بدان عـمـل كـنـنـد جـامـعـه گـلسـتـان خواهد شد، همچنان كه ، اگر وجدان كارى نباشد و افراد به بى مـبـالاتـى و كـم كـارى خـو بـگـیـرنـد، جـامـعـه از پـیـشـرفـت بـاز مـى مـانـد و بسیارى از كارها مختل مى شود و زیانش نصیب همه خواهد شد.

امام على (ع ) وجدان بیدار بشریت
از افـتخارات تاریخ بشر، وجود انسان هایى است كه زندگى خویش را وقف مردم كردند و تمام تـوان خـویـش را بـراى بـهـتـر انـجـام دادن كـار خـدا پـسـندانه اى كه بر عهده داشتند، به كار گـرفـتـنـد. نـمـونـه كـامـل و زیـباى این وجدان هاى بیدار، دوّمین شخصیت عالم آفرینش ، امام على صـلوات اللّه علیه است كه لحظه اى وجدان خداجوى خویش را فراموش نكرد و در هیچ شرایطى آن را زیـر پـا نـگـذاشـت و هـمـه كـارهـاى مـحـوّله را در مـیـدان جـنـگ ، مـزرعـه ، منزل ، مسند خلافت ، ماءموریت ، عبادت و... با وجدان كارى به فرجام رساند، از این رو سراسر كـتاب زندگى آن رادمرد بى نظیر، نمونه اعلاى وجدان بیدار بشرى بود كه فرازهایى از آن را در زیر مى خوانیم :
1ـ در نـخستین روزهاى خلافت ، كسى شبانه با آن حضرت براى كارى غیر حكومتى ملاقات كرد. امـام بـى درنـگ ، چـراغ بـیـت المـال را خـامـوش كـرد تـا سـوخـت آن صـرف سـخـنـان خـصـوصى نشود.
2ـ وقتى شنید، نیروهاى معاویه به شهر مرزى (انبار) حمله كرده ، شهر را غارت و جواهر زنى مسلمان و زنى غیر مسلمان را هم به یغما برده اند، با اندوهى وصف ناشدنى فرمود:
(فـَلَوْ اَنَّ امـْرَءاً مـُسـْلِمـاً مـاتَ مـِنْ بـَعـْدِ هـذا اَسـَفـاً مـا كـانَ بـِهِ مـَلُومـاً بـَلْ كـانَ بـِهـِعـِنـْدى جَدیراً)
اگـر مـرد مـسلمانى از شنیدن این واقعه از حزن و اندوه بمیرد بر او ملامت نیست بلكه نزد من به مردن سزاوار است .
3ـ پـس از ضربت خوردن ، در اوج بیدارى وجدان ، به فرزندانش سفارش كرد با ضارب مدارا كـنـنـد و از غـذایـى كـه خود مى خورد به او بدهند و (در صورت شهادت آن حضرت ) بیش از یك ضـربـه شـمـشـیـر بـه او نـزنـنـد و یـا بـه بـهـانـه شـهـادت آن حـضـرت ، حـمـّام خـون راه نیندازند.
4ـ در مـسـنـد خـلافـت ، تـمـام تـوش و تـوان خـویـش را در راه سـازندگى كشور و بهینه سازى حـال مردم به كار گرفت ، هرگز از امكانات عمومى ، استفاده خصوصى نكرد، زرق و برق دنیا و تجمل پرستى هیچ گاه چشمان بینایش را خیره نساخت ، به كمترین خوراك و پوشاك قناعت مى كرد و مى فرمود:
مـن هـم مـى تـوانـم از مـرغـوب تـریـن نـان و عـالى تـریـن عـسـل و لبـاس حـریـر سود جویم ولى هیهات كه (نداى وجدان را زیر پا گذارم و) از هواى نفس پـیروى كنم و حرص و ولع مرا بر سر سفره غذاهاى رنگارنگ نشاند، چرا كه ممكن است در حجاز و یـمـامـه (و اقـصى نقاط مملكت ) كسانى باشند كه آرزوى قرصى نان بردلشان باشد و طعم سـیرى را فراموش كرده باشند! واى بر من اگر با شكم سیر بخوابم و در اطراف مملكت شكم هاى گرسنه و جگرهاى تشنه سر بر بالین گذارند، آیا به همین بسنده كنم كه مرا امیرمؤ منان صدا بزنند ولى در سختى و تلخكامى روزگار، غمخوار و جلودار مردم نباشم !؟
كاربردها
اگر وجدان ، میداندار فعالیت هاى انسان شود، به او همّت عالى مى بخشد و كار را در حدّ بسیار عـالى تـرقـّى مى دهد و چه بسا آن را به جایگاه حماسه و اسطوره بنشاند. به عنوان نمونه ؛ مـى تـوان از رزمـنـدگـان مـؤ مـن و سـلحـشـور كـشـورمـان یـاد كـرد كـه در طـول هـشـت سـال دفـاع مـقـدّس ، زیباترین نمود وجدان كارى را آشكار كردند، بدون هیچ گونه مـسامحه و سهل انگارى به دفاع و پاسدارى از اسلام و انقلاب پرداختند، به طورى كه امروزه نـتـیـجـه آن هـمـه محكم كارى در دفاع از اسلام و ارزش هاى اسلامى ، در عرصه هاى گوناگون اجـتـمـاعى به چشم مى خورد و كشور اسلامى ما بر اثر وجدان كارى به شكوفایى و رشد دست یافته است .
در آن سـوى مـرزهـاى اسـلامى نیز مى توان از (گاندى ) به عنوان فردى با وجدان عالى نام بـرد؛ او كـه مـردم هـنـد بـه لقـب (مـهـاتـمـا روح بزرگ ) مفتخرش كردند ـ در پاسخ درخواست اسـتـعـمـار گران كه او را از ادامه مبارزه و رهبرى مردم باز مى داشتند، گفته بود: (ترجیح مى دهـم قـطـعـه قـطـعـه ام كـنـنـد، ولى بـرادران خـود را ـ كـه از طـبـقـات مـطـرود هـسـتـند ـ نفى نكنم .

نتیجه:

پس انسانها( بویژه آنانیکه مدعی تعهد،تشرع ، داشتن مسئولیت و الفاظ و عناوینی از این دست برای خود قائل هستند) باید خود را با این شاخص مهم  سنجش نمایند و اگر در برابر قانون خود را چون دیگران ملزم به اجرای آن و بسبب عناوین گفته شده فضای امنی برای خود ایجاد ننموده که خود را از اجرای برخی قوانین برحذر دارند ادعای راستین دارند و اگر جز این باشد انسانهائی هستند که از درون پوچ بوده و باید به وجدان و خدای خود این ظاهرسازیهای مشمئزکننده را پاسخگو باشند.

 

منبع:  کتاب اصول اخلاق اجتماعی




برچسب ها: اخلاق، اجتماع، وجدان، احساس مسئولیت، وجدان کاری،
.: Weblog Themes By MihanTheme :.
درباره وبلاگ
هموطن و دوست ارجمند سلام
این حقیر در این وبلاگ به دنبال آنم تا با درج مطالب و متون مختلف علمی و غیر علمی،دل نوشته ها،تحلیل مسائل و معضلات مختلف و هر آنچه که توان و آگاهی ما را در ساختن کشوری آباد کمک نماید از هم بهره بریم.
عبدالامیر ادیبی نژاد
موضوعات
آخرین مطالب
نظر سنجی
نظر شما در خصوص وبلاگ و محتوای آن چیست؟





نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

تمام حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن می باشد.